با گذشت زمان و سریعتر شدن حرکت قطارها وافزایش تعداد آن نیاز به داشتن سیستمی برای دور نگه داشتن قطارها از یکدیگر جهت جلوگیری از تصادم کاملا احساس میشد.

اگر همواره قطارها سر وقت حرکت می کردند وهیچگاه در مسیر دچار خرابی نمی شدند نیاز چندانی به سیستم کنترل ترافیک و سیگنالینگ احساس نمی شد. از سوی دیگر اگر قطارها آنقدر آهسته حرکت می کردند که راهبر می توانست در صورت دیدن مانعی در جلوی قطار خود، آنرا متوقف میکرد در این صورت نیز نیازی به سیگنالینگ نبود.

نخستین روشهای کنترل وسیگنالینگ (از قرن نوزدهم) براساس یک فلسفه زمانی نهاده شده بود. قطارها حق ترک یک ایستگاه و عبور از آنرا تا هنگامی که یک زمان مشخص از عبور زمان قبلی نگذشته بود نداشتند. با یک سیگنال دستی ویا ثابت دستور لازم به راننده داده میشد.

بعدها از فلسفه مکانی جهت کنترل حرکتها استفاده گردیده به طوریکه هیچ قطاری اجاره ورود به یک بخش را نمیگیرد مگر انکه قطار جلویی از بخش خارج شده بود.

اما بزودی مشخص شد که اگر سیگنالهای راهنما وسوزنها به یکدیگر مرتبط ویا اینترلاک باشند احتمال بروز خطا و سانحه کاهش خواهد یافت. این ادوات در سال 1835 در راه آهن انگلیس به کار برده شد.

در انتهای قرن نوزدهم، سیستم مرکز کنترل و سیگنالینگ راه آهن انگلیس به یک سیستم بسیار امن تبدیل شده بود به طوریکه در سال 1901 برای نخستین بار در تاریخ راه آهن انگلیس هیچ مسافری در حادثه قطار کشته نشد. با شلوغ تر شدن راه اهن بیشتر فکرها در جهت افزایش کارایی، کاهش هزینه ها و ابداعات جدید تکنیکی پیش رفت به طوریکه سیستم اینترلاکینگ مبتنی بر رله های الکتریکی جهت مسیر سازی سوزنها وسیگنالها ساخته شد.

این سیستم جدید به مسؤلان کنترل ترافیک اجاره میداد تا یک ناحیه بسیار بزرگ را کنترل کنند و برای آنکه بفهمند که در نواحی خارج از دید چشمی ایشان چه اتفاقی رخ میدهد یک پانل بزرگ که نشانگر وضعیت جغرافیایی مسیر وسیگنالها بود قرار داده شد.

 

مزایای استفاده از سیستم کنترل ترافیک وسیگنالینگ در سیستمهای حمل ونقل ریلی:

     1-   افزایش ایمنی حرکت قطارها

     2-   کنترل وسهولت حرکت قطارها وکنترل سیر و حرکت از راه دور

     3-   امکان افزایش تعداد قطارها

     4-   امکان کاهش سرفاصله زمانی حرکتها

     5-   افزایش میزان مسافر بر جهت بر ساعت